مراسم بعدی

  • بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم ؛ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
  • وب سایت دعای ندبـه مراغـه Nodbeh-shohada.IR
  • اولین سایت جامع و تخصصی دعای ندبـه
  • اطلاع رسانی مراسمات و ویژه برنامه های دعای ندبه مسجد شهدای پهرآباد || حسینیه مرحوم درویش تیموری || حسینیه محمدیه || حسینیه جوانان شهداء
  • مجموعه مقالات مذهبی و مهدوی||دانلود های صوتی و تصویری || پیامک های مناسبتی || اخبار و اطلاعیه های دعای ندبه مسجد شهدای پهرآباد || آهنگ های پیشواز || شرح و تفسیر دعای ندبه || مداحی های مادحین مراغه || تصاویر عزاداری ماه محرم در مراغه و ... .
  • «.مقام معظم رهبری: « اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

خلاصه آخرین ارسالها

اخلاق و رفتار امام رضا علیه السلام

اخلاق و رفتار امام رضا علیه السلام


امامان پاك ما در میان مردم و با مردم مى زیستند، و عملا به مردم درس زندگى و پاكى و فضیلت مى آموختند...


اخلاق و رفتار امام رضا علیه السلام دعای ندبه مراغه

اخلاق و رفتار امام رضا علیه السلام


امامان پاك ما در میان مردم و با مردم مى زیستند، و عملا به مردم درس زندگى و پاكى و فضیلت مى آموختند، آنان الگو و سرمشق دیگران بودند، و با آنكه مقام رفیع امامت آنان را از مردم ممتاز مى ساخت، و برگزیده ى خدا و حجت او در زمین بودند در عین حال در جامعه حریمى نمى گرفتند، و خود را از مردم جدا نمى كردند، و به روش جباران انحصار و اختصاصى براى خود قائل نمى شدند، و هرگز مردم را به بردگى و پستى نمى كشاندند و تحقیر نمى كردند ...
"ابراهیم بن عباس "مى گوید: "هیچگاه ندیدم كه امام رضا علیه السلام در سخن بر كسى جفا ورزد، و نیز ندیدم كه سخن كسى را پیش از تمام شدن قطع كند، هرگز نیازمندى را كه مى توانست نیازش را بر آورده سازد رد نمى كرد، در حضور دیگرى پایش را دراز نمى فرمود، هرگز ندیدم به كسى از خدمتكاران و غلامانشان بدگوئى كند، خنده ى او قهقهه نبود بلكه تبسم بود، چون سفره ى غذا به میان مى آمد همه ى افراد خانه حتى دربان و مهتر را نیز بر سفره ى خویش مى نشاند و آنان همراه با امام غذا مى خوردند. شبها كم مى خوابید و بیشتر بیدار بود، و بسیارى از شبها تا صبح بیدار مى ماند و به عبادت مى گذراند، بسیار روزه مى داشت و روزه ى سه روز در هر ماه را ترك نمى كرد (1)، كار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت، وبیشتر در شبهاى تاریك مخفیانه به فقرا كمك مى كرد. (2) 
"محمد بن ابى عباد"مى گوید: فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسى بود لباس او-در خانه-درشت و خشن بود، اما هنگامیكه در مجالس عمومى شركت مى كرد (لباسهاى خوب و متعارف مى پوشید) و خود را مى آراست. (3) 
شبى امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ نقصى پیدا كرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست كند، امام نگذاشت و خود این كار را انجام داد و فرمود: ما گروهى هستیم كه میهمانان خود را بكار نمى گیریم. (4) 
یكبار شخصى كه امام را نمى شناخت در حمام از امام خواست تا او را كیسه بكشد، امام علیه السلام پذیرفت و مشغول شد، دیگران امام را بدان شخص معرفى كردند، و او با شرمندگى به عذرخواهى پرداخت ولى امام بى توجه به عذر خواهى او همچنان او را كیسه مى كشید و او را دلدارى مى داد كه طورى نشده است. (5) 
شخصى به امام عرض كرد: به خدا سوگند هیچكس در روى زمین از جهت برترى و شرافت پدران به شما نمى رسد. 
امام فرمود: تقوى به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگارآنان را بزرگوار ساخت. (6) 
مردى از اهالى بلخ مى گوید: در سفر خراسان با امام رضا علیه السلام همراه بودم، روزى سفره گسترده بودند و امام همه ى خدمتگزاران و غلامان حتى سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه او غذا بخورند. 
من به امام عرض كردم: فدایتان شوم. بهتر است اینان بر سفره یى جداگانه بنشینند. فرمود: ساكت باش، پروردگار همه یكى است، پدر و مادر همه یكى است، و پاداش هم باعمال است. (7) 
"یاسر"خادم امام مى گوید: امام رضا علیه السلام به ما فرموده بود اگر بالاى سرتان ایستادم (و شما را براى كارى طلبیدم) و شما به غذا خوردن مشغول بودید برنخیزید تا غذایتان تمام شود. بهمین جهت بسیار اتفاق مى افتاد كه امام ما را صدا مى كرد، و در پاسخ او مى گفتند به غذا خوردن مشغولند، و آن گرامى مى فرمود بگذارید غذایشان تمام شود. (8) 
یكبار غریبى خدمت امام رسید و سلام كرد و گفت: من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم، از حج باز گشته ام و خرجى راه تمام كرده ام، اگر مایلید مبلغى به من مرحمت كنید تا خود را بوطنم برسانم، و در آنجا از جانب شما معادل همان مبلغ را به مستمندان صدقه خواهم داد، زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینك در سفر نیازمند مانده ام. 
امام برخاست و به اطاقى دیگر رفت، و دویست دینار آورد و از بالاى در دست خویش را فراز آورد، و آن شخص را خواند و فرمود: این دویست دینار را بگیر و توشه ى راه كن، و به آن تبرك بجوى، و لازم نیست كه از جانب من معادل آن صدقه بدهى. . . 
آن شخص دینارها را گرفت و رفت، امام از آن اطاق به جاى اول بازگشت، از ایشان پرسیدند چرا چنین كردید كه شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟ 
فرمود: تا شرمندگى نیاز و سؤال را در او نبینم ... (9) 
امامان معصوم و گرامى ما در تربیت پیروان و راهنمائى ایشان تنها به گفتار اكتفا نمى كردند، و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه یى مبذول مى داشتند، و در مسیر زندگى اشتباهاتشان را گوشزد مى فرمودند تا هم آنان از بیراهه به راه آیند، و هم دیگران و آیندگان بیاموزند. 
"سلیمان جعفرى "از یاران امام رضا علیه السلام مى گوید: براى برخى كارها خدمت امام بودم، چون كارم انجام شد خواستم مرخص شوم، امام فرمود: امشب نزد ما بمان. 
همراه امام به خانه ى او رفتم، هنگام غروب بود، غلامان حضرت مشغول بنائى بودند امام در میان آنها غریبه یى دید، پرسید: این كیست؟ عرض كردند: به ما كمك مى كند و به او چیزى خواهیم داد. 
فرمود: مزدش را تعیین كرده اید؟ 
گفتند: نه!هر چه بدهیم مى پذیرد. 
امام بر آشفت و خشمگین شد. من به حضرت عرض كردم: فدایتان شوم خود را ناراحت نكنید ...
فرمود: من بارها به اینها گفته ام كه هیچكس را براى كارى نیاورید مگر آنكه قبلا مزدش را تعیین كنید و قرار داد ببندید. كسى كه بدون قرار داد و تعیین مزد كارى انجام دهد اگر سه برابر مزدش را بدهى باز گمان مى كند مزدش را كم داده یى، ولى اگر قرار داد ببندى و به مقدار معین شده بپردازى از تو خشنود خواهد بود كه طبق قرار عمل كرده یى، و در اینصورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزى به او بدهى هر چند كم و ناچیز باشد مى فهمد كه بیشتر پرداخته یى و سپاسگزار خواهد بود. (10) 
"احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى "كه از بزرگان اصحاب امام رضا علیه السلام محسوب مى شود نقل مى كند. من با سه تن دیگر از یاران امام خدمتش شرفیاب شدیم، و ساعتى نزد امام نشستیم، چون خواستیم باز گردیم امام به من فرمود: اى احمد!تو بنشین. همراهان من رفتند و من خدمت امام ماندم، و سؤالاتى داشتم بعرض رساندم و امام پاسخ مى فرمودند، تا پاسى از شب گذشت، خواستم مرخص شوم، فرمود: مى روى یا نزد ما مى مانى؟ 
عرض كردم: هر چه شما بفرمائید، اگر بفرمائید بمان مى مانم و اگر بفرمائید برو مى روم. 
فرمود: بمان، و اینهم رختخواب (و به لحافى اشاره فرمود). آنگاه امام برخاست و به اطاق خود رفت. من از شوق به سجده افتادم و گفتم: سپاس خداى را كه حجت خدا و وارث علوم پیامبران در میان ما چند نفر كه خدمتش شرفیاب شدیم تا این حد به من محبت فرمود. 
هنوز در سجده بودم كه متوجه شدم امام به اطاق من باز گشته است، برخاستم. حضرت دست مرا گرفت و فشرد و فرمود: 
اى احمد!امیر مؤمنان علیه السلام به عیادت "صعصعة بن صوحان " (كه از یاران ویژه ى آن حضرت بود) رفت، و چون خواست برخیزد فرمود: "اى صعصعه!از اینكه به عیادت تو آمده ام به برادران خود افتخار مكن-عیادت من باعث نشود كه خود را از آنان برتر بدانى-از خدا بترس و پرهیزگار باش، براى خدا تواضع و فروتنى كن خدا ترا رفعت مى بخشد" (11) 
امام علیه السلام با این عمل و سخن خویش هشدار داده است كه هیچ عاملى جاى خود سازى و تربیت نفس و عمل صالح را نمى گیرد، و به هیچ امتیازى نباید مغرور شد، حتى نزدیكى به امام و عنایت و لطف آن بزرگوار نیز نباید وسیله ى فخر و مباهات و احساس برترى بر دیگران گردد. 
6- گویا منظور روزه ى پنجشنبه اول ماه و چهار شنبه ى وسط ماه و پنجشنبه ى آخر ماه است كه پیشوایان معصوم فرموده اند كسى كه اضافه بر روزه ى ماه مبارك رمضان در هر ماه این سه روز را روزه بگیرد مانند آنستكه همه ى سال روزه باشد. 
دعای ندبه مراغه

1-كافى ج 1 ص 316
2-اعلام الورى ص 314 
3-اعلام الورى ص 315 
4-كافى ج 6 ص 283 
5-مناقب ج 4 ص 362 
6-عیون اخبار الرضا ج 2 ص 174 
7-كافى ج 8 ص 230 
8-كافى ج 6 ص 298 
9-مناقب ج 4 ص 360 
10-كافى ج 5 ص 288 
11-معجم رجال الحدیث ج 2 ص 237- رجال كشى ص 588 

لطفا دیدگاه ها و نکته نظرات خود را درباره این مطلب مطرح بفرمائید

کاربر گرامی،ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
  • سایت مراجع عظام تقلید web logo

  • احادیث گهربار hadith

    حدیث موضوعی
  • روز شمار فراق Daily departure

  • نگارنده authors

  • لینکهای منتخب Link Dump

  • لوگوی دوستان logo